
شبی یک شاخه نیلوفر به دست ابیت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم
+ نوشته شده در ساعت 17:36  توسط farshad
|
ای گناه مقدس
تو را مرتکب نشده ام
چند روزی است
به زور لبخند می زنی
و دست زیر چانه
نگاه می کنی
به نقطه ای که من هستم
اما من نیستم
ای جرم لعنتی
و چشمانی که نا سزا می گوید
چقدر ابلیس هوس کرده بودم
که به زور در اغوشم بگیرد
و عاشق شوم
به راحتی
اتش در چشمانش زبانه می کشید
و جهنم در استقبال ما
و من که می سوختم
با تمام وجود.....
تو را مرتکب خواهم شد
تو را مرتکب نشده ام
چند روزی است
به زور لبخند می زنی
و دست زیر چانه
نگاه می کنی

به نقطه ای که من هستم
اما من نیستم
ای جرم لعنتی
و چشمانی که نا سزا می گوید
چقدر ابلیس هوس کرده بودم
که به زور در اغوشم بگیرد
و عاشق شوم
به راحتی
اتش در چشمانش زبانه می کشید
و جهنم در استقبال ما
و من که می سوختم
با تمام وجود.....
تو را مرتکب خواهم شد
+ نوشته شده در ساعت 20:13  توسط farshad
|
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح اشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
نمی دانم چه باید کرد با این روح اشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم
+ نوشته شده در ساعت 23:2  توسط farshad
|
می کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت
ولی اهسته می گویم خدایا بی اثر باشد...
با تشکر از خانم ارزو
+ نوشته شده در ساعت 20:37  توسط farshad
|
پایان غم ها...
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای
به یاد بیاور زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای...!
مدیون هجرت سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید!
اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای
به یاد بیاور زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای...!
مدیون هجرت سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید!
+ نوشته شده در ساعت 19:9  توسط farshad
|
چرا از من گذشتی خیلی ساده ندونستی که اون مرد پیاده
جوونیش و پی عشق تو داده....
جوونیش و پی عشق تو داده....
+ نوشته شده در ساعت 13:3  توسط farshad
|
دوباره من،دوباره تو دوباره عشق دوباره ما
دو هم نفس، دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا
تو ای پایان تنهاییم پناه اخر من باش
تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش
بزار با مشرق چشمات شبم روشنترین باشه
می خوام ایینه خونه با چشمات همنشین باشه
دلم گرفته هم نفس پرم شکست تو این قفس
ادامه مطلب
دو هم نفس، دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا
تو ای پایان تنهاییم پناه اخر من باش
تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش
بزار با مشرق چشمات شبم روشنترین باشه
می خوام ایینه خونه با چشمات همنشین باشه
دلم گرفته هم نفس پرم شکست تو این قفس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:2  توسط farshad
|
شیرین من تلخی نکن با عاشق
تموم میشن گم میشن این دقایق
دنیای ما مال من وتویی نیست
رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست
یه روزی میاد که نمیدونی چی هستی
یار کی بودی و عشق کی بودی و چی هستی*** شیرین شیرین واسه تو شدم یه فرهاد 
+ نوشته شده در ساعت 10:24  توسط farshad
|







